
ما حیوانات را خیلی دوست داریم، بابایمان هم همینطور. ما هر روز در مورد حیوانات حرف میزنیم ، بابایمان هم همینطور. بابایمان همیشه وقتی با ما حرف می زند از حیوانات هم یاد میکند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟ و هر وقت ما پول می خواهیم می گوید؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج نشستم؟
برچسب ها : آخرین داستان های آبان 89 بهترین داستان های جدید بهترین سایت داستان بهترین و جدیدترین داستان ها داستان آبان 89 داستان آموزنده داستان بسیار زیبا داستان جالب "رئیس جوان قبیله" داستان جالب "رقابت مهندس و برنامه نویس" داستان جالب "نقش حیوان در زندگی یک بچه " داستان جالب کوتاه "شرح حال یک زندگی" داستان جدید داستان خیلی خوادنی داستان داغ داستان سرا داستان غمگین داستان های آبان 89 داستان های آموزنده جدید داستان های زیبای خواندنی داستان های کوتاه امروز داستان وجود خدا داستان کوتاه جالب داستان کوتاه جدید داستان کوتاه خواندنی داستانک داستانک آموزنده داستانک جالب داستانک جدید داستانک خیلی جدید داستانک زیبا دانلود جدید ترین داستان ها سایت تخصصی داستان سایت تخصصی داستان کوتاه سایت داستان سری جدید داستان های آموزنده سه داستان کوتاه و خواندنی ( حتما بخوانید) می باشند.
- تاریخ : ۲۹ مهر ۱۳۸۹